آب در هاون نکوبید

0
335
23 بهمن 1400
0
335
23 بهمن 1400

آب در هاون نکوبید (قسمت اول)

در حالی که این جمله را می نویسم، می توانم از پنجره ام به بیرون نگاه کنم و ردپای دایناسوری را ببینم که در باغ خانه ام روی سنگ های رسوبی قرار دارد. رد پای آن دایناسور را از موزه پی بادی دانشگاه یل خریداری کرده ام؛ و کاغذ خریدی در اختیار دارم که نشان می دهد این رد پا مربوط به ۱۸۰ میلیون سال پیش است.

 هیچ آدم احمقی پیدا نمی شود که بخواهد به ۱۸۰ میلیون سال پیش برگردد و این رد پا را تغییر دهد. البته احمقانه تر این است که کسی نگران ۱۸۰ ثانیه قبل باشد و بخواهد به آن زمان برگردد و در حوادث آن تغییر به وجود آورد. و بسیاری از ما همین کار را می کنیم. در واقع کارهایی انجام می دهیم تا وقایع ۱۸۰ ثانیه پیش را تغییر دهیم؛ و مسلما هیچ گاه نمی توانیم در این کار موفق شویم.

تنها با یک راه است که می توانیم از گذشته درس بگیریم؛ باید به آرامی و با خونسردی به تجزیه و تحلیل اشتباهات خود بپردازیم و از آنها درس بگیریم؛ و بعد هم آن اشتباهات را فراموش کنیم. به چنین موضوعی ایمان دارم؛ اما آیا همیشه شهامت و عزم این کار را داشته ام.

برای پاسخ به این سؤال، اجازه بدهید یکی از تجارب جالب چند سال گذشته ام را برایتان بازگو کنم. در واقع بدون دیناری منفعت سیصد هزار دلار پولم را از دست دادم. ماجرا از این قرار بود سرما زیادی برای تشکیل کلاس های شبانه و ایجاد شعبانی از آن صرف کرده برای کارهای مقدماتی و تبلیغات هم مبالغ زیادی پرداخت کردم.

به حدی سرگرم تدریس در کلاس هایم بودم که وقت نداشتم در این رابطه به وضعیت مالی ام رسیدگی کنم. آنقدر تازه کار بودم که نمی دانستم باید مدیری استخدام کرد تا به امور مربوطه رسیدگی کند.

سرانجام پس از گذشت یکسال به واقعیتی ناراحت کننده پی بردم. دریافتم علی رغم سرمایه گذاری زیاد، هیچ سودی عایدمان نشده است. دو کار از دستم ساخته بود. نخست اینکه می توانستم همانند جورج واشنگتن کارور، دانشمند سیاه پوست عمل کنم. او به واسطه ورشکستگی بانک، چهل هزار دلار پس اندازش را از دست داد و با خونسردی ماجرا را پذیرفت و برای همیشه آن را از صفحه ذهنش پاک کرد.

و یا اینکه می توانستم راه دوم را انتخاب کنم: به تجزیه و تحلیل اشتباهاتم بپردازم و از آنها درس هایی ماندگار بگیرم. اما اگر راستش را بخواهید من هیچ یک از این دو کار را انجام ندادم. به جای این دو کار، به نگرانی پناه بردم. ماهها گیج و مبهوت بودم. شبها خواب نداشتم و به تدریج وزنم کم شد. به جای اینکه از اشتباه بزرگم درس مفیدی بگیرم، باز هم به کارم ادامه دادم و بار دیگر به میزان کمتری متحمل ضرر شدم!

اعتراف به این حماقت برای من بسیار دشوار است؛ اما مدت ها پیش به این مطلب پی بردم که: آموزش دادن به بیست نفر بسیار راحت تر از این است که خودم یکی از آن بیست نفر باشم و بخواهم به دستورات عمل کنم نمی دانید چه قدر آرزو داشتم می توانستم در دبیرستان جورج واشنگتن نیویورک حضور یابم و همانند آلن ساندرز از کلاس های آقای برندیواین بهره مند شوم!

آقای ساندرز به من گفت که آقای برندواین، آموزگار درس بهداشت، به آنها درس های ارزنده ای داده است. ساندرز گفت: «حتی در نوجوانی هم آدم نگرانی بودم. همواره عادت داشتم به اشتباهاتم بیندیشم و آنها را بزرگ کنم.

وقتی امتحانی را به خوبی نمی دادم، تا صبح بیدار می نشستم و از ترس این که رد میشوم، ناخن هایم را می جویدم. همیشه با خاطره کارهایی که انجام داده بودم زندگی می کردم و در حسرت بودم که ای کاش آنها را به گونه ای دیگر انجام میدادم؛ همیشه به حرف هایی که زده بودم فکر میکردم و حسرت میخوردم ای کاش به گونه ای دیگر حرف زده بودم.

اسپیس روزی که آزمایشگاه داشتیم، دیدیم آموزگارمان آقای برندیواین با شیشه ای شیر کنار میزش ایستاده است. همه مان نشستیم و به بطری شیر خیره شدیم. در این فکر بودیم که بطری شیر چه ربطی به کلاس بهداشت ما دارد. سپس، آقای برندواین ناگهان ایستاد، حرکتی به دستش داد که با بطری شیر اصابت کرد و شیرها در جا ظرفی ریخت. آنگاه فریاد زد و گفت: برای شیری که روی زمین ریخته افسوس نخورید.

اسپس از همه ما خواست به طرف جاظرفی برویم و به منظره شیر ریخته شده نگاه کنیم. به ما گفت: خوب نگاه کنید چون میخواهم از این درس در زندگی تان استفاده کنید. این شیر ریخته شده است و می بینید حتی یک قطره هم در بطری باقی نمانده است؛ هر چه قدر بر سرمان بزنیم و قیل و قال راه بیندازیم، حتی قطره ای از آن به بطری باز نمی گردد.

ممکن بود با کمی دقت چنین اتفاقی رخ ندهد، اما اینک بسیار دیر شده است تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که این واقعه را فراموش کنیم و به مسایل دیگر بپردازیم.

این نمایش ساده برای همیشه در ذهنم جای گرفت. گرچه قضیه های هندسه و درس لاتین را از یاد بردم اما این درس را هرگز فراموش نکردم. در حقیقت، طی چهار سال تحصیلم در دبیرستان این درس برایم کاربرد بیشتری داشت تا دروس دیگر. به من آموخت تا جایی که می توانم اجازه ندهم شیری بر زمین ریخته شود؛ و اگر چنین شد دیگر چاره ای ندارم و باید فکرش را هم نکنم.

ممکن است بعضی از خوانندگان مطلب با خود بگویند که چرا من اینقدر روی این ضرب المثل تکیه می کنم. میدانم ضرب المثلی است قدیمی که هزاران بار آن را شنیده اید. اما این را هم میدانم که چنین ضرب المثل هایی حاصل تجربیات ملتهاست و نسل به نسل و سینه په سینه نقل شده است.

 اگر مطالبی را که افراد برجسته تمام دوران نوشته اند خوانده باشید هیچ ضرب المثلی ژرف تر و پرمعناتر از این ضرب المثل ها نیست که: تا به پل نرسیده ای از آن عبور نکن یا برای شیری که ریخته شده است افسوس نخور. اگر به این دو ضرب المثل توجه کنید، دیگر نیازی به خواندن این مطلب ندارید. در حقیقت، اگر به اکثر ضرب المثل های قدیمی توجه کنیم زندگی مان غنی و پربار می شود. با این وجود، دانستن کافی نیست و باید وارد عمل هم شد؛ و هدف از نوشتن این مقاله یاد دادن مطالب جدید به شما نیست.

 قصد من این است که مطالبی که قبلا میدانستید به شما یادآوری کنم و این انگیزه را به وجود آورم که وارد عمل شوید. همواره سخن فرد فولر شید را تحسین میکنم که واقعیتی قدیمی را با زبانی جدید بیان کرد. وی سردبیر نشریه فیلادلفیا بود. روزی دانشجویان دانشکده ای را خطاب قرار داد و از آنان پرسید: «تا به حال چند تن از شما چوب اره کرده اید؟ هرکس این کار را کرده است دستش را بلند کند.

 اکثر آنها دستشان را بلند کردند. سپس پرسید: «تا به حال چند تن از شما خاک اره را اره کرده اید؟ هیچکس دستش را بالا نبرد آقای شید گفت: امسلما نمی توان خاک اره را اره کرد. وقتی نگران مسائلی می شوید که اتفاق افتاده، در واقع خاک اره را اره می کنید. از کانی مک ، پدر بیسبال در سن هشتاد سالگی اش پرسیدم که آیا تا به حال نگران باختهای تیمش بوده است؟

و او پاسخ داد: «اوه، بله قبلا نگران میشدم. اما سال ها پیش این عادت احمقانه را کنار گذاشتم. دریافتم نگرانی مرا به جایی نمی رساند. هیچگاه نمی توان با آبی که از آسیاب رفته است، گندم آرد کرد.

بله، نمی توان چنین کرد. با آبی که از زیر پره های چرخ آسیاب گذشته است نمی توان گندم آرد کرد. اما با آن می توان یک کار کرد. افزودن به چین و چروک های صورت و مبتلا شدن به زخم معدها

اشتراک گزاری:

admin

دیدگاه ها (0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

وبسایت رویش ذهن

وبسایت رویش ذهن, وبسایتی در جهت افزایش مهارت رفتاری و ارتقا سطح روابط عمومی شما میباشد. امید است, توانسته باشیم در رسیدن شما به اهدافتان کمکی کرده باشیم.

نماد های اعتماد

وبسایت رویش ذهن به استناد نماد های زیر ، دارای مجوز رسمی از کلیه مراجع مربوطه در جمهوری اسلامی ایران می باشد !

نماد اعتماد وزارت صنعت و معدن و تجارت کاپیتان وردپرس
پروانه نشر دیجیتال  کاپیتان وردپرس
نماد پرداخت امن با بانک ملت در  کاپیتان وردپرس

تمامی حقوق برای وبسایت رویش ذهن محفوظ است | طراحی شده با در تیم طراحی رویش ذهن