عقوبت انتقام جویی

0
169
25 آبان 1400
0
169
25 آبان 1400

عقوبت انتقام جویی (قسمت اول)

سالها پیش شبی به پارک یلواستون رفته بودم. با دیگر جهانگردان روی نیمکت هایی نشسته بودیم که روبروی انبوهی از درختان کاج و صنوبر قرار داشتند. سرانجام حیوانی که منتظر دیدنش بودیم نمایان شد، به طرف نورافکنها رفت و مشغول خوردن ته مانده غذاهایی شد که از آشپزخانه هتل های پارک بیرون ریخته بودند. یکی از نگهبانان جنگل سوار بر اسبی بود و برای جهانگردان هیجان زده از آن خرس سخن میگفت. او می گفت به استثنای بوفالو و خرسی به نام کادیلاک هیچ حیوانی قادر نیست در مقابل این خرس مقاومت کند؛ اما آن شب متوجه شدم که فقط یک حیوان اجازه دارد زیر نور چراغ ها با این خرس همسفره شود: یک راسو. آن خرس می دانست که قادر است با یک ضربه پنجه اش, راسو را به گوشه ای پرتاب کند اما این کار را نمی کرد. چرا؟ چون تجربه به اور ثابت کرده بود این کار برایش فایده ای ندارد.

هنگامی که کینه دشمنان خود را به دل راه می دهیم، در واقع به آنان قدرت میدهیم تا بر ما مسلط شوند: به آنان قدرت میدهیم تا خواب رفتارهای خوش، فشار خون، سلامتی و خوشبختی -شار خون، سلامتی و خوشبختی ما را تحت اختیاردر آورند. اگر دشمنان مان خبردار شوند ما را نگران کرده اند، از شادی به رقص و پایکوبی می پردازند! نفرت ما آزاری به آنها نمی رساند بلکه موجب می شود روزها و شب های مان به دوزخی مرگبار تبدیل شود.

فکر میکنید این جمله از کیست: «هرگاه انسان خودخواهی کوشید شما را بفریبد، نام او را از فهرست معاشرانت حذف کن اما به فکر انتقام جویی از او نباش. اگر در فکر انتقام جویی باشی خودت را بیشتر عذاب خواهی داد……… ممکن است فکر کنید این جملات را یک فیلسوف به تحریر درآورده است اما این طور نیست. من این جملات را روی تابلوی اعلانات اداره پلیس ایالت میلواکی خوانده ام چه گونه حس انتقام جویی به شما آسیب می رساند؟ به طرق گوناگون! طبق مقاله نشرية لايف ممکن است سلامتی تان را نیز به مخاطره بیندازد. در این نشریه می خوانیم: «انتقام جویی موجب بالا رفتن فشار خون می شود و به دنبال آن حملات قلبی از راه می رسند.

پس وقتی بزرگان ما میگفتند که دشمنانت را دوست بدار، نه تنها درس اخلاق می داد بلکه به مردم مطلبی را می آموخت که در قرن بیستم به آن پی برده است. او با این سخنان به من و شما می گفت چه گونه می توانیم از فشار خون، حملات قلبی، زخم معده و بسیار دیگری از بیماری های جدی جان سالم به در بریم. باید برای جوانان و افراد و به تازگی یکی از دوستانم دچار حمله قلبی شدیدی شد.

پزشک معالجش او را بستری کرد و گفت نباید تحت هیچ شرایطی عصبانی شود پزشکان می دانند که اگر قلب کسی ضعیف باشد، عصبانیت او را از پای در خواهد آورد. عصبانیت موجب مرگ می شود! سالها پیش عصبانیت موجب مرگ رستوران داری در اسپوکين شد. نامه ای از جری سوارت اوت  رئیس پلیس واشنگتن نزد خود دارم که برایم نوشته بود: سال ها پیش مردی شصت و هشت ساله به نام ویلیام فالگبر که صاحب قهوه خانه ای در اسپوکین بود از شدت عصبانیت خودش را به کشتن داد. دلیل عصبانیتش این بود که آشپز فنجان قهوه را بدون نعلبکی برای مشتری برده بود.

رستوران دار به حدی عصبانی شد که تپانچه اش را برداشت و دنبال او کرد و سرانجام دچار حمله قلبی شد و جان داد. گزارش پزشک قانونی حاکی از این بود که رستوران دار در اثر حمله قلبی سکته کرد و مرد،هنگامی که بزرگان ما میگفتند دشمنت را دوست بدار می خواست به ما بیاموزد چه گونه می توانیم وضع ظاهرمان را حفظ کنیم. زنانی را میشناسم (حتما شما هم با آنها برخورد کرده اید) که صورتشان از شدت تنفر و ناراحتی پر از چین و چروک است. هیچ متخصص زیبایی و یا دارویی نمی تواند همانند قلبی آکنده از مهر، عشق و خوبی چهره آنان را درمان کند.

نفرت حتی توانایی ما را برای لذت بردن از غذایی که می خوریم از بین می برد. در کتاب های مقدس می خوانیم: اگر غذایی را که به چهار پایان می دهند در محیطی پر از لطف و صفا بخوریم برای بدن مان مفیدتر از این است که اغذیه مطبوعی را در محیطی پر از تنش و ناراحتی فرو دهیم.

آیا میدانید اگر دشمنان مان دریابند که نفرت ما نسبت به آنها خسته و عصبی مان می کند، زیبایی مان را از بین می برد، ما را دچار حملات قلبی می کند و احتمالا طول عمرمان را کاهش می دهد، از شدت خوشحالی در پوست نمی گنجند. اگر نمی توانید دشمنان تان را دوست بدارید، حداقل خودتان را دوست داشته باشید. خود را به حدی دوست داشته باشید که اجازه ندهید دشمنان تان بتوانند خوشبختی، سلامتی و ظاهرتان را تحت تاثیر قرار دهند. شکسپیر می گوید:

حرارت کوره ای را که مخصوص سوزاندن دشمنانت برپا کرده ای آن قدر زیاد نکن که خودت را هم بسوزاند.

سال ها پیش مردی به نام جورج رونا در وین به کار وکالت مشغول بود؛ اما با بروز جنگ جهانی دوم به سوئد گریخت. بی پول شده بود و نیاز مبرمی به کار داشت. از آن جایی که به چندین زبان مسلط بود، انديشيد شاید بتواند در شرکتی استخدام شود و به کار مکاتبات خارجی بپردازد پاسخ اکثر شرکت ها این بود که به دلیل وجود جنگ به او نیازی ندارند. اما نام او را در شمار متقاضیان قرار دادند.

اما مدیر یکی از شرکت ها برای او نامه تلخ و گزنده ای نوشت که چنین مضمونی داشت؛ اتصورت در مورد شرکت من کاملا نادرست است. تو احمق و نادانی. من نیازی ندارم فردی را برای مکاتبات خارجی ام استخدام کنم. حتی اگر چنین نیازی داشت هیچ وقت تو را استخدام نمی کردم چون حتی قادر نیستی یک نامه سوئدی بدون غلط بنویسی. نامه ات پر از اشتباه است.

هنگامی که این نامه به دست جورج رونا رسید سخت عصبانی شد وقتی نامه آن مدیر را می خواند پر از اشتباه بود. به همین دلیل تصمیم گرفت نامه ای در پاسخ آن مرد سوئدی بنویسد و به اصطلاح حقش را در کف دستش بگذارد و او را از اشتباهاتی که در نامه داشت مطلع کند هنگامی که می خواست نامه را بنویسد، درنگ کرد. با خود گفت: از کجا معلوم حق با این مرد نباشد؟ من سوئدی را یاد گرفته ام و زبان مادری ام نیست. پس شاید اشتباهاتی دارم که خودم از آنها مطلع نیستم، اگر این طور باشد باید برای فراگرفتن این زبان وقت بیشتری صرف کنم تا بتوانم کاری پیدا کنم. این مرد بدون اینکه خودش بخواهد در حق من لطف کرده است. به همین دلیل برایش نامه ای می نویسم و به خاطر لطفی که در حقم کرده است از او تشکر میکنم.»

و به این ترتیب جورج رونا قلم و کاغذی پیش رو نهاد و نامه ای خطاب به آن مدیر نوشت: «نظر لطف شما بود که با وجود عدم نیاز به فردی جهت مکاتبات تان، پاسخ نامه ام را دادید. از این که در مورد شرکت تان دچار اشتباه شدم، عذر میخواهم. دلیل انتخاب شرکت شما این بود که پس از پرس و جوهای زیاد متوجه حسن شهرت شرکت شما شدم. از اشتباهات دستوری نامه ام بسیار متأسف و واقعا شرمنده ام. اینک سعی میکنم به آموختن بیشتر زبان سوئدی بپردازم تا اشتباهاتم را اصلاح کنم. از این که در ابتدای راه کمکم کردید تا به اصلاح خود بپردازم از شما سپاسگزارم.»

چند روز بعد، جورج رونا نامه ای از این مرد دریافت کرد تا به دیدنش برود. رونا نزد او رفت و در همانجا مشغول به کار شد. جورج رونا دریافت: پاسخ ملایم خشم را فروکش میکند.

ممکن است روحی آن چنان بزرگ نداشته باشیم که بتوانیم دشمنان مان را دوست بداریم اما حداقل میتوانیم به خاطر سلامتی و خوشبختی مان آنها را ببخشیم و فراموش کنیم. این زیرکانه ترین کار است. کنفسیوس می گوید اشتباهات یا دردها موجب ناراحتیمان نمی شوند مگر اینکه آنها را به خاطر بسپاریم.» روزی از پسر ژنرال آیزنهاور پرسیدم آیا پدرش از کسی رنجیده می شد. او پاسخ داد: «نه، پدرم حتی یک لحظه از وقتش را هم صرف اندیشیدن به کسی نمی کرد که دوستش نداشت.» ضرب المثلی است قدیمی که می گوید: کسی که نتواند عصبانی شود نادان است اما کسی که عصبانی نمی شود، داتاست، و سیاست ویلیام گینور، شهردار اسبق نیویورک اینگونه بود. دیوانه ای او را مورد اصابت گلوله ای قرار داد. در حالی که در بیمارستان بستری بود و برای نجات زندگی اش دست و پا می زد، گفت: «من هر شب همه چیز و همه کس را می بخشم.

 آیا این گونه بودن بیش از حد ایده آل نیست؟ آیا انسان باید تا به این حد رئوف و مهربان باشد؟ بهتر است برای پاسخ به این سؤال از فیلسوف بزرگ آلمانی، شوپنه اور یاری بجوییم. او زندگی را ماجرایی بیهوده و دردآور می دانست. هنگام گام برداشتن افسردگی و نومیدی در حرکاتش هویدا بود؛ با این وجود و با اینکه غرق در یأس و نومیدی بود، فریاد برآورد: «سعی کنید کینه و عداوت کسی را به دل راه ندهید. روزی از برنارد پارچه که مشاور شش رئیس جمهور (ویلسون، هاردینگ کولیج، هوور، روزولت و ترومن) بود، پرسیدم: «آیا تا به حال مورد حمله دشمنانت قرار گرفته ای؟» پاسخ داد: «هیچ انسانی نمی تواند مرا تحقیر کند و یا مزاحمتی برایم به وجود آورد. اجازه چنین کاری را به کسی نمیدهم. : هیچ کس هم نمی تواند من و شما را تحقیر کند و یا مزاحمتی برای مان به وجود آورد مگر خودمان اجازه چنین کاری را به او بدهیم.

ممکن است چوب یا سنگ استخوانم را بشکند اما واژه ها هیچگاه نمی توانند آزارم دهند.

اشتراک گزاری:

admin

دیدگاه ها (0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

وبسایت رویش ذهن

وبسایت رویش ذهن, وبسایتی در جهت افزایش مهارت رفتاری و ارتقا سطح روابط عمومی شما میباشد. امید است, توانسته باشیم در رسیدن شما به اهدافتان کمکی کرده باشیم.

نماد های اعتماد

وبسایت رویش ذهن به استناد نماد های زیر ، دارای مجوز رسمی از کلیه مراجع مربوطه در جمهوری اسلامی ایران می باشد !

نماد اعتماد وزارت صنعت و معدن و تجارت کاپیتان وردپرس
پروانه نشر دیجیتال  کاپیتان وردپرس
نماد پرداخت امن با بانک ملت در  کاپیتان وردپرس

تمامی حقوق برای وبسایت رویش ذهن محفوظ است | طراحی شده با در تیم طراحی رویش ذهن