عواقب نگرانی چیست؟ (قسمت سوم)

0
346
22 آبان 1400
0
346
22 آبان 1400

عواقب نگرانی چیست؟ (قسمت سوم)

آیا تا به حال با شخصی مواجه شده اید که غده تیروئیدش بیش از حد فعال است؟ من مواجه شده ام و می توانم بگویم آنها مدام دچار لرزش هستند؛ آنها همچون افرادی که از مرگ میترسند، بر خود می لرزند. در این افراد ترشح غده تیروئید که سوخت و ساز بدن را تنظیم می کند، بر هم می خورد. به این ترتیب است که شدت ضربان قلب افزایش می یابد و بدن همچون کوره ای که دریچه سوختش را گشوده باشند، در هیجان و التهاب قرار می گیرد. و اگر با دارو با عمل جراحی به این وضعیت خاتمه ندهند، ممکن است بیمار بمیرد و در واقع ممکن است از شدت التهاب بسوزد.

چندی پیش با یکی از دوستانم که دچار همین بیماری بود به فيلادلفيا رفتیم. در آنجا، نزد متخصص سرشناسی رفتیم که قریب ۳۸ سال به معالجه چنین بیماری هایی مشغول بود. بر دیوار اتاق انتظارش نوشته ای به چشم میخورد که در قاب چوبی بزرگی قرار داشت تا همه بیماران بتوانند آن را بخوانند. وقتی آنجا بودم نوشته اش را پشت پاکتی نوشتم که به همراه داشتم، نوشته بود:

آرامش و سرگرمی بهترین عوامل مؤثر آرامش و تفریح عبارتند از داشتن مذهبی سالم، خواب خوب، موسیقی مناسب و خنده به خداوند ایمان داشته باش، یاد بگیر خوب بخوابی، به موسیقی خوب علاقه مند شوی و جنبه های طنز آمیز زندگی را ببینی

در این صورت است که سلامتی و خوشبختی به تو روی خواهند آورد.

اولین سؤالی که از دوستم پرسید، این بود: «چه ناراحتی و نگرانی ای موجب شده است دچار این وضعیت شوی؟» او به دوستم هشدار داد که اگر دست از نگرانی بر ندارد، ممکن است دچار ناراحتی های دیگری از قبیل مشکلات قلبی، زخم معده با دیابت شود. و گفت: اتمام این بیماری ها از اقوام درجه یک هم هستند. بله، این امراض به یکدیگر مربوط می شوند و تمام شان ناشی از نگرانی هستند.

هنگامی که با خانم مرل اوبرون صحبت میکردم به من گفت از نگرانی فراری است چون می داند نگرانی نخستین سرمایه اش یعنی زیبایی را که لازمه یک هنرپیشه سینماست، از بین می برد.

او گفت: هنگامی که برای نخستین بار میخواستم وارد سینما شوم نگران و وحشت زده بودم. تازه از هندوستان آمده بودم و کسی را در لندن نمی شناختم تا کاری پیدا کنم. با چندین تهیه کننده تماس گرفتم ولی هیچ یک مرا استخدام نکردند. کم کم داشتم پول اندکی را که همراهم بود تمام می کردم. دو هفته غذایم بیسکویت و آب بود. نه تنها نگران بودم بلکه گرسنگی نیز امانم را بریده بود. با خود گفتم: خیلی احمقی. شاید هیچ کس در سینما استخدامت نکند. از این ها گذشته هیچ تجربه کاری ای هم نداری، تنها چیزی که برای عرضه داری، صورتی زیباست.

در آینه به خودم نگاه کردم. و متوجه شدم نگرانی دارد چه بلایی بر سر قیافه ام می آورد متوجه خطوطی شدم که روی پوستم تشکیل می شدند. متوجه قیافه نگرانم شدم. به همین دلیل با خود گفتم: باید بلافاصله به نگرانی ات خاتمه دهی دیگر نمی توانی نگرانی را تحمل کنی. تنها سرمایه ای که در اختیار داری قیافه ات است و نگرانی آن را از بین می پرد.

کمتر عاملی همچون نگرانی می تواند زیبایی زنی را تحت الشعاع قرار دهد. نگرانی چهره را پیر می کند و چروک های عمیقی بر روی آن می اندازد. نگرانی چهره را عبوس میکند. ممکن است موها سفید شوند و در برخی موارد پریزند. می تواند تغییر رنگ پوست را به همراه داشته باشد و انواع و اقسام دانه های جلدی، جوش و التهاب را بر روی پوست ایجاد کند.

بیماری قلبی نخستین عامل مرگ و میر در آمریکاست. طی جنگ جهانی دوم، تقریبا ۳۳۰ هزار نفر در میدان نبرد کشته شدند. اما در همین زمان بیماری قلبی ۲ میلیون آمریکایی را به کام مرگ کشاند؛ که 1 میلیون از آنها به واسطه نگرانی و هیجانات زندگی دچار بیماری قلبی شده بودند و به همین دلیل از بین رفتند. آری، بیماری قلبی یکی از دلایل مهم مرگ و میر است و به همین دلیل دکتر الکسیس می گوید: «بازرگانی که نداند چگونه بر بیماری اش غلبه کند، جوانمرگ می شود.

سیاهپوستان و چینی ها به ندرت دچار بیماری قلبی حاصل از نگرانی می شوند چون زندگی را راحت می گیرند. پزشکان ۲۰ برابر زارعان از بیماری قلبی می میرند. پزشکان زندگی پرتنشی دارند و تاوانش را نیز می دهند.

ویلیام جیمز می گوید: ممکن است خداوند گناهان ما را ببخشید ولی سلسله اعصاب ما هیچ گاه از سر تقصیرات ما نمی گذرد.

آمار تکان دهنده و باورنکردنی ای وجود دارد که نشان میدهد شمار آمریکاییانی که خودکشی می کنند به مراتب بیشتر از کسانی است که در اثر پنج بیماری شایع و خطرناک از بین می روند.

دلیلش چیست؟ پاسخ مشخص است: نگرانی هنگامی که سلاطین ستمگر چینی میخواستند زندانیان خود را شکنجه کنند، دست و پای آنها را می بستند و زیر کیسه ای پر از آب قرار می دادند تا آب قطره قطره روی سرشان بریزد. به تدریج این قطرات همچون پتکی در مغزشان به صدا در می آمد و زندانی را دیوانه می کرد. از این روش شکنجه در اسپانیا هنگام تفتیش عقاید و در اردوگاه های آلمان هیتلری نیز استفاده می شد.

نگرانی همچون قطرات آب عمل می کند و به تدریج فرد نگران را به جنون و خودکشی می کشاند.

هنگام کودکی ام در میسوری، از شنیدن موعظه کشیش مان درباره آتش جهنم به حدی ترسیدم که نزدیک بود قالب تهی کنم، اما او هیچ گاه از آتش سوزنده ای که جسممان را در این دنیا از بین می برد، صحبت نکرد. اگر نگرانی شما حالت مزمنی به خود بگیرد، ممکن است دچار جانگداز ترین دردها شوید که ناشی از آنژین قفسه صدری است.

اگر دچار این بیماری شوید از شدت درد فریاد خواهید کشید، و فريادتان گوش فلک را کر خواهد کرد. خواهید گفت: «خدایا، اگر بتوانم جان سالم به در برم، برای همیشه نگرانی را از خود دور خواهم کرد.» (اگر تصور می کنید اغراق میکنم، می توانید از پزشکی سوال کنید.

آیا عاشق زندگی هستید؟ آیا می خواهید عمری طولانی داشته باشید و از سلامتی تان لذت ببرید؟ در این جا بار دیگر نقل قولی از دکتر آلکسیس آورده ام حاکی از این که می توانید به خواسته تان برسید. او می گوید: کسانی که می توانند در زندگی پر هیاهوی امروزی آرامش درونی خود را حفظ کند که از بیماری های عصبی در امان خواهند ماند.

آیا می توانید در زندگی پر هیاهوی امروزی آرامش درونی تان را حفظ کنید؟ اگر شخصی عادی باشید پاسخ تان مثبت است. اکثر ما از آنچه می پنداریم قوی تر هستیم، درون خود دارای منابعی هستیم که احتمالا هیچگاه آنها را به کار نگرفته ایم تو را در کتاب همیشه ماندگارش با عنوان والدن می نویسد: «هیچ موضوعی هیجان انگیزتر از این نیست که بشر با نیروی انکارناپذیری که در اختیار دارد می تواند آگاهانه زندگی اش را ارتقاء دهد. اگر شخصی در جهت رویاهایش گام بردارد و بکوشد در زندگی هم آهنگ با رویاهایش پیش برود، در لحظات معمولی زندگی خود به موفقیت هایی غیر منتظره دست می یابد.»

بدیهی است بسیاری از خوانندگان این مطلب همچون الگا جاروی دارای نیروی اراده و منابع درونی بیشماری هستند. الگا پی برد که می توان تحت بدترین شرایط نگرانی را از میان برد. اطمینان کامل دارم که من و شما نیز می توانیم چنین باشیم؛ البته اگر حقایق را بپذیریم. داستان الگا را از زبان خودش برای تان نقل می کنم. او می نویسد:

هشت سال و نیم پیش محکوم به مرگ شدم؛ مرگی تدریجی و عذاب آور که ناشی از سرطان بود. برادران مایو که بهترین پزشکان این کشور بودند، این حکم را تایید کردند. به پایان راه رسیده بودم و کاری از دستم ساخته نبود. جوان بودم. دلم نمی خواست بمیرم! در کمال ناامیدی با پزشک معالجم در کلوگ تماس گرفتم و فریاد کنان او را از درد و رنجم آگاه کردم. او با خونسردی شماتتم کرد و گفت: الگا، چه شده؟ کمی استقامت داشته باش. مطمئنا اگر گریه و زاری را رها نکنی، خواهی مرد بله، ناگوارترین حادثه برایت رخ داده است. بسیار خوب، با مشکلات مقابله كن , نگرانی را از خود دور کن! بعد هم به فکر چاره باش همان لحظه سوگندی یاد کردم؛ سوگندی که در اعماق وجودم ریشه دوانید:

دیگر نگران نخواهم بود دیگر گریه نخواهم کرد و اگر مسئله برد و باخت در میان باشد، من پیروز خواهم شد! من زنده خواهم ماند.

در بیمارانی که سرطان شان پیشرفته است، میزان پرتو درمانی روزی ۱۰ دقیقه و نیم است و این کار به مدت ۳۰ روز ادامه می یابد. اما من ۴۹ روز و روزی ۱۴ دقیقه و نیم با اشعه، مورد درمان قرار گرفتم و با وجود این که پوست و استخوان شده بودم و پاهایم چوب خشک شده بود، نگران نشدم. یک بار هم گریه نکردم فقط خندیدم، خودم را وادار می کردم که بخندم.

آن قدرها احمق نیستم که تصور کنم لبخند به تنهایی می تواند سرطان را مداوا کند، اما معتقدم روحیه ای بشاش قادر است جسم را یاری کند تا به نبرد با بیماری بپردازد. و به این ترتیب شاهد معجزه درمان سرطانم شدم. هیچ گاه به اندازه چند سال اخیر احساس سلامتی نکرده ام و این را مدیون واژه های الهام بخش دکتر مک کافری هستم که گفت: “استقامت داشته باش. نگرانی را از خود دور کن؛ بعد هم به دنبال چاره باش

اینک می خواهم این فصل را با گفته دکتر الکسیس کارل به پایان برسانم که گفت: بازرگانی که نداند چگونه بر نگرانی اش غلبه کند، جوانمرگ می شود.

برخی از پیروان حضرت محمد (ص) آیاتی از قرآن را بر روی سینه شان خالکوبی میکنند. من هم از خوانندگان این کتاب می خواهم این مطلب را در سینه شان جای دهند: بازرگانی که نداند چگونه بر نگرانی اش غلبه کند، جوانمرگ خواهد شد.

 آیا مقصود دکتر کارل شما بودید؟ امکان داردا

چکیده ای از مطالب عوامل مهمی که باید در مورد نگرانی بدانید

اصل شماره 1: اگر می خواهید از نگرانی اجتناب کنید، همچون سر ويليام أوسلو عمل نمایید: در زمان حال زندگی کنید

نگران آینده نباشید. هر روز را تا شب فقط برای همان روز زندگی کنید.

اصل شماره ۲: هرگاه مشکلی به سراغ تان آمد که تاب و توان را از شما برید، فرمول جادویی ویلیس کاربر را به کار برید

الف – از خود بپرسید: اگر نتوانم مشکلم را حل کنم، بدترین پیشامدی که رخ خواهد داد، چیست؟

ب ۔ اگر لازم شد، خود را از لحاظ روحی آماده پذیرش آن مشکل کنید

ج – سپس به آرامی بکوشید مشکل تان را برطرف کنید مشکلی که از لحاظ روحی آن را پذیرفته اید

اصل شماره ۳: همیشه به خاطر بسپارید که نگرانی چه آسیب هایی به سلامتی تان خواهد رساند. بازرگانی که نداند چه گونه بر

نگرانی اش غلبه کند، جوانمرگ خواهد شد.

اشتراک گزاری:

admin

دیدگاه ها (0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

وبسایت رویش ذهن

وبسایت رویش ذهن, وبسایتی در جهت افزایش مهارت رفتاری و ارتقا سطح روابط عمومی شما میباشد. امید است, توانسته باشیم در رسیدن شما به اهدافتان کمکی کرده باشیم.

نماد های اعتماد

وبسایت رویش ذهن به استناد نماد های زیر ، دارای مجوز رسمی از کلیه مراجع مربوطه در جمهوری اسلامی ایران می باشد !

نماد اعتماد وزارت صنعت و معدن و تجارت کاپیتان وردپرس
پروانه نشر دیجیتال  کاپیتان وردپرس
نماد پرداخت امن با بانک ملت در  کاپیتان وردپرس

تمامی حقوق برای وبسایت رویش ذهن محفوظ است | طراحی شده با در تیم طراحی رویش ذهن