قانونی که اکثر نگرانی هایمان را رفع میکند (قسمت دوم)

0
262
23 بهمن 1400
0
262
23 بهمن 1400

قانونی که اکثر نگرانی هایمان را رفع میکند (قسمت دوم)

ژنرال جورج کروک  که بی شک یکی از بزرگترین جنگجویان تاریخ آمریکاست، در کتاب شرح زندگانی خود می نویسد: تقریبا تمام نگرانی ها ناشی از تخیلات است نه واقعيات.

. وقتی به گذشته می اندیشم در می یابم تخیلات سر چشمه نگرانی هایم بوده اند. جیم گرانت میگوید او هم به همین نتیجه رسیده است. او مدیر یکی از شرکت های بزرگ پخش محصول در شهر نیویورک است. روزی به من گفت: ده پانزده واگن پرتقال و گریپ فروت سفارش داده بودم. مدام خود را زجر می دادم و میگفتم اگر قطار از مسیر منحرف شود چه می شود؟ اگر میوه هایم فاسد شوند، چه؟ اگر وقتی قطار در حال حرکت است یکی از پل ها خراب شود، چه میشود؟

 البته آن میوه ها بیمه بودند، اما می ترسیدم که میوه ها به موقع نرسند و بازارشان خراب شود. به حدی نگران بودم که معده درد گرفتم و مجبور شدم نزد پزشک بروم. پزشک به من گفت مشکلی ندارم و معده دردم فقط به دلیل تحریکات عصبی است. آن موقع بود که به خود آمدم و از خود سؤالاتی پرسیدم. به خود گفتم: طی این سال ها چند واگن میوه سفارش داده ام؟ و پاسخم این بود: بیست و پنج هزار. بعد از خود پرسیدم: چند تا از آن واگن ها از بین رفتند؟ پاسخ دادم؛ شاید پنج تا. بعد به خود گفتم: یعنی از بیست و پنج هزار واگن فقط پنج تایشان سالم به مقصد نرسیده اند؟ میدانی معنی اش چیست؟

 یعنی از هر پنج هزار واگن یکی به مقصد نرسیده است. به عبارتی، طبق قانون میانگین که قانونی تجربی است، احتمال خطر یک پنج هزارم است. پس نگران چه هستی؟

بعد به خود گفتم: ممکن است پلی خراب شود دوباره از خود پرسیدم: چند تا از واگنها در اثر فروریختن پلی از میان رفته اند؟ پاسخم این بود: هیچ واگنی، بعد با خود گفتم: مگر دیوانه ای که از نگرانی معده ات را به درد آورده ای و غصه پلی را میخوری که تا به حال فرو نریخته است.

در ضمن نگران نرسیدن محموله ای هستی که خطری معادل یک پنج هزارم تهدیدش می کند؟

وقتی این گونه به قضیه نگاه کردم از کارهایم پشیمان شدم. بعد از آن تصمیم گرفتم طبق قانون میانگین به نگرانی هایم اهمیت ندهم. و پس از آن دیگر دچار معده درد نشدم.

إلى اسميت  که فرماندار شهر نیویورک بود، بارها این جمله را در برابر حملات دشمنان سیاسی خود تکرار می کرد و می گفت: «بهتر است سوابق را مورد بررسی قرار دهیم… باید به سوابق توجه کنیم.» سپس حقایق را مورد بررسی قرار می داد. بیایید ما هم از این به بعد هرگاه نگران می شویم گفته آقای اسمیت را به کار گیریم یعنی سوابق را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم تا چه میزان حق داریم نگران شویم. فردریک ماهلشد از جمله کسانی بود که این گفته را به کار گرفت. در اینجا داستان او را که برای یکی از شاگردان کلاس های شبانه ام نقل کرده است آورده ام.

اوایل ماه ژوئن سال ۱۹۹۴ بود. نزدیک ساحل أماها در سنگر عمیقی دراز کشیده بودم. وقتی با دقت به آن گودال عمیق نگاه کردم که درست شبیه گودالی مستطیل شکل در دل زمین بود، با خود گفتم: “درست مانند یک قبر است. وقتی در آنجا دراز می کشیدم و سعی می کردم بخوایم، احساس می کردم در یک گور قرار گرفته ام. نمی توانستم از این فکر فاصله بگیرم که شاید این جاگور من شود. هنگامی که بمب افکن های المانی ساعت ۱۱ شب خود را به آن منطقه رساندند و مشغول انداختن پمپ های شان شدند، نزدیک بود از ترس قالب تهی کنم. چهار پنج شب اول اصلا نمی توانستم بخوابم.

 شب چهارم یا پنجم هم دچار ناراحتی عصبی شدم. می دانستم اگر کاری نکنم دیوانه می شوم. به همین دلیل مدام به خود یادآوری می کردم که پنج شب گذشته است و من هنوز زنده ام؛ در ضمن برای هیچ یک از هم سنگری هایم نیز اتفاقی رخ نداده بود. فقط دو نفر زخمی شده بودند که علتش ترکش ضد هوایی های خودمان بود نه بمب افکن ها! تصمیم گرفتم با انجام کاری سازنده به نگرانی ام خاتمه دهم به همین دلیل سقف چوبی کلفتی بالای سنگرم ساختم تا از ترکش در امان بمانم. به منطقه وسیعی که نیروهای مان در آن پراکنده بودند، اندیشیدم.

 با خود گفتم تنها خطری که جانم را تهدید می کند افتادن مستقیم یک بمب روی سنگر من است و به این نتیجه رسیدم که احتمال اصابت مستقیم بمب روی سنگر من یک ده هزارم است. پس از این که چند شب چنین دیدی به قضیه داشتم، آرام گرفتم و توانستم با وجود آن همه بمب، در سنگرم بخوابم!»

نیروی دریایی آمریکا برای ایجاد اطمینان خاطر در میان افراد خود هر چند وقت یکبار آماری از تلفات منتشر می کند. یکی از ملوانان قدیمی به من گفت که هر بار او و هم قطارهایش مأمور خدمت در کشتی های نفتکش می شدند، نگرانی امانشان نمی داد. آنها بر این باور بودند که اگر چنین نفتکشی هدف اژدر قرار گیرد، چنان انفجار مهیبی رخ می دهد که هیچ اثری از آثارشان باقی نمی ماند.

اما نیروی دریایی نیز از این مطلب آگاه بود؛ به همین دلیل آمار و ارقامی را منتشر کرد که نشان می داد از هر یکصد نفتکش که هدف اژدر .قرار می گیرند، شصت نفتکش غرق نمی شوند و از ۴۰ نفتکشی که غرق می شوند، فقط پنج تایشان در مدتی کمتر از ده دقیقه زیر آب می روند. یعنی برای نجات ملوانان فرصت کافی وجود دارد. آیا این آمار نتیجه ای به همراه داشت؟ ملوان کهنه کار پاسخ داد: «وقتی از این آمار و ارقام مطلع شدیم روحیه خوبی پیدا کردیم. همه ملوانان احساس بهتری پیدا کردند. می دانستیم شانسی برای نجات داریم؛ و این که طبق قانون میانگین کشته نخواهیم شد.»

برای از پای در آوردن نگرانی قبل از این که شما را از پای در آورد به أصل سوم توجه کنید:

سوابق را در نظر بگیرید. از خود بپرسید: طبق قانون میانگین چند درصد احتمال دارد واقعه ای را که نگرانش هستید رخ دهد؟

اشتراک گزاری:

admin

دیدگاه ها (0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

وبسایت رویش ذهن

وبسایت رویش ذهن, وبسایتی در جهت افزایش مهارت رفتاری و ارتقا سطح روابط عمومی شما میباشد. امید است, توانسته باشیم در رسیدن شما به اهدافتان کمکی کرده باشیم.

نماد های اعتماد

وبسایت رویش ذهن به استناد نماد های زیر ، دارای مجوز رسمی از کلیه مراجع مربوطه در جمهوری اسلامی ایران می باشد !

نماد اعتماد وزارت صنعت و معدن و تجارت کاپیتان وردپرس
پروانه نشر دیجیتال  کاپیتان وردپرس
نماد پرداخت امن با بانک ملت در  کاپیتان وردپرس

تمامی حقوق برای وبسایت رویش ذهن محفوظ است | طراحی شده با در تیم طراحی رویش ذهن