چه گونه از ناسپاسی دیگران عذاب نکشید؟

0
312
25 آبان 1400
0
312
25 آبان 1400

چه گونه از ناسپاسی دیگران عذاب نکشید؟ (قسمت اول)

اخیرا با یکی از تجار تکزاس ملاقات کردم که از شدت خشم گر گرفته بود. میدانستم یک ربع طول نمی کشد که ماجرا را برایم تعریف خواهد کرد.

 و همین طور هم شد. منشأ عصبانیت او به یازده ماه قبل برمیگشت اما همچنان از آن جریان عصبانی بود. نمی توانست درباره موضوع دیگری حرف بزند. او به ۳۴ نفر از کارکنانش جمعا 10/000 دلار عیدی داده بود به هر یک تقريبا ۳۰۰ دلار و هیچ یک از او تشکر نکرده بودند. با عصبانیت به من گفت: «ای کاش حتی یک پنی هم به آنها نمیدادم!»

کنفسیوس می گوید: «انسان عصبانی همیشه پر از زهر است.» درون این مرد هم به حدی مملو از زهر بود که واقعا به حالش تأسف خوردم. حدود شصت سال داشت. شرکت های بیمه برآورد کرده اند که میانگین عمر هشتاد سال است بنابراین اگر این مرد شانس می آورد احتمالا ۱۴ یا ده سال دیگر زنده می ماند. با این وجود سال های اندک باقی مانده عمرش را به عصبانیت بر سر موضوعی گذاشته بود که دیگر تمام شده بود واقعا به حالش تأسف خوردم.

به جای اینکه این مرد عصبانی شود و تأسف بخورد، باید از خود می پرسید چرا مورد سپاس و قدرشناسی کارکنانش قرار نگرفته است. شاید در طول سال حقوق کارمندانش را درست پرداخت نکرده و یا بیش از حد از آنها کار کشیده بود. شاید عیدی کریسمس رئیس شان را حق مسلم خود می دانستند و به چشم هدیه به آن نگاه نمی کردند، شاید رئیس شان به حدی بدخلق و به اصطلاح گوشت تلخ بود که کسی جرأت نمی کرد از او تشکر کند. شاید کارکنانش فکر میکردند عیدی رئیس شان به این خاطر بود که سوددهی شرکت بالاست و به هر حال باید آن عیدی را می داد.

از طرفی هم ممکن بود کارکنانش افرادی خودخواه، بدجنس و مريض الاحوال بودند. شاید چنین بود. شاید هم چنین نبود. اطلاعات من هم بیشتر از شما نیست. اما به جای اظهار نظر می توانم نظر دکتر ساموئل جانسون» را برای تان بنویسم که گفت: «حق شناسی ثمره محصولی بی همتاست. نمی توان آن را در میان افراد بی ریشه یافت.»

موضوعی که سعی دارم به شما بگویم این است که: این مرد از طبیعت انسان آگاه نبود. این مرد همچون دیگر انسان ها دچار این اشتباه شد که از دیگران توقع حق شناسی داشته باشد.

اگر زندگی انسانی را نجات دهید، آیا انتظار دارید از شما تشکر کند؟ حتما چنین است اما شخصی را می شناسم که وکیل مدافعی بسیار معروف بود و قبل از این که به مسند قضاوت بنشیند جان هفتاد و هشت نفر را از اعدام با صندلی الکتریکی نجات داد! فکر می کنید چند نفر از این ۷۸ نفر از او تشکر کردند و یا حتی به خود زحمت دادند تا کارت کریسمسی برایش بفرستند؟ چند تا؟ حدس بزنید… بله درست گفتید هیچکدام.

و هنگامی که پای مادیات به میان می آید، مسئله بغرنج تر می شود و امیدی برای حق شناسی و سپاس باقی نمی ماند. چارلز شواب» برایم تعریف کرد که روزی صندوقدار بانکی را نجات داد. قضیه از این قرار بود که این صندوقدار با سرمایه بانک دست به سرمایه گذاری فردی زده بود. شواب پولی را که این صندوقدار سرمایه گذاری کرده بود به او داد تا از محکومیت نجاتش دهد. آیا فکر می کنید آن صندوقدار تشکر کرد؟ اوه، بله، تشکری خشک و خالی کرد و بعد هم به او تهمت بست که حتما این کار برایش سود داشته است.

اگر به یکی از اقوام تان یک میلیون دلار بدهید، توقع دارید از شما تشکر کند و ممنونتان باشد؟ آندرو کارنگی همین کار را کرد. اما اگر کمی پس از مراسم به خاک سپاری اش می توانست زنده شود، میدید همان قوم و خویشش به او دشنام میدهد و لعن و نفرینش میکند! چرا؟ چون ۳۶۵ میلیون دلار به خیریه داده بود و فقط یک میلیون دلار ناقابل برای او به ارث گذاشته بود.

روزگار همین است. سرشت انسان همواره این گونه بوده است و به احتمال زیاد تا زنده اید شاهد تغییری در این سرشت انسانی نخواهید بود. پس چرا آن را نپذیریم؟ چرا همچون مارکوس اورلیوس، امپراطور روم واقع بین نباشیم که در دفتر خاطراتش نوشته است: «امروز قرار است با مردمی حراف، خودخواه، زبان باز و ناسپاس ملاقات کنم. اما از دیدن آنها نه متعجب می شوم و نه ناراحت، چون نمی توانم دنیا را بدون وجود چنین مردمی تجسم کنم.

جملات او کاملا پربار و غنی است. اگر من و شما به دنبال قدرشناسی باشیم، گناه از کیست؟ آیا از سرشت انسانی است، یا عدم شناخت سرشت انسانی؟ بیایید به دنبال قدردانی نباشیم. بیایید اگر مورد قدردانی و سپاس قرار گرفتیم فوق العاده خوشحال شویم و اگر کسی از ما قدردانی نکرد، ناراحتی به دل راه ندهیم.

اینک نخستین نکته بسیار مهم این فصل را عنوان می کنم: این که انسان فراموش کند قدر شناس و سپاسگزار باشد، کاملا طبیعی است. اگر به دنبال قدر شناسی و سپاس هستید حملات قلبی امانتان نخواهند داد.

اشتراک گزاری:

admin

دیدگاه ها (0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

وبسایت رویش ذهن

وبسایت رویش ذهن, وبسایتی در جهت افزایش مهارت رفتاری و ارتقا سطح روابط عمومی شما میباشد. امید است, توانسته باشیم در رسیدن شما به اهدافتان کمکی کرده باشیم.

نماد های اعتماد

وبسایت رویش ذهن به استناد نماد های زیر ، دارای مجوز رسمی از کلیه مراجع مربوطه در جمهوری اسلامی ایران می باشد !

نماد اعتماد وزارت صنعت و معدن و تجارت کاپیتان وردپرس
پروانه نشر دیجیتال  کاپیتان وردپرس
نماد پرداخت امن با بانک ملت در  کاپیتان وردپرس

تمامی حقوق برای وبسایت رویش ذهن محفوظ است | طراحی شده با در تیم طراحی رویش ذهن