چگونه تشویش را از ذهن خود برانیم؟ (قسمت سوم)

0
246
23 بهمن 1400
0
246
23 بهمن 1400

چگونه تشویش را از ذهن خود برانیم؟ (قسمت سوم)

اخيرا اوسا جانسون ، یکی از معروفترین زنان جهانگرد به من گفت دریافته است چگونه می توان از نگرانی و اندوه گریخت. شاید کتابش با عنوان با ماجراجویی ازدواج کردم ، را خوانده باشید. او از جمله زنانی است که به راستی با ماجراجویی ازدواج کرد.

وقتی شانزده سال داشت با مارتین جانسون ازدواج کرد و پایش را از پیاده روهای کانزاس بر روی جنگل های ترسناک برنئو گذاشت. این زوج جوان ۲۵ سال از عمرشان را به جهانگردی پرداختند و از زندگی بومیان وحشی آسیا و آفریقا فیلم هایی تهیه کردند. ۹ سال پیش به آمریکا بازگشتند و در مورد مشاهدات شان سخنرانی کردند و فیلم های جالب شان را به نمایش گذاشتند. سپس با هواپیما از دور به پرواز در آمدند. هواپیمای شان با کوه برخورد کرد. مارتین جانسون در دم کشته شد.

 پزشکان به اوسا گفتند دیگر نمی تواند روی پاهایش بایستد. اما آنها اوسا جانسون را نمی شناختند. سه ماه بعد، اوسا بر روی صندلی چرخداری نشست و برای جمعیت زیادی سخنرانی کرد. وقتی از او پرسیدم چرا این کار را کرد، پاسخ داد: «این کار را کردم تا به نگرانی و اندوه مجال خودنمایی ندهم.»

اوسا جانسون به حقیقتی دست یافت که تنیسون صد سال پیش از آن سخن گفت: باید در کار زیاد خود را غرق کنم تا کمرم زیر بار ناامیدی خم نشود.

دریاسالار بیرد نیز هنگامی که ۵ ماه به تنهایی در کلبه ای میان یخ های قطب جنوب زندگی می کرد به این حقیقت پی برد. و در آن منطقه شگفت انگیز که وسعتش بیشتر از آمریکا و اروپاست، اسرار طبیعت را دریافت. دریاسالار بیرد ۵ ماه به تنهایی در آنجا اقامت کرد. هیچ موجود زنده ای تا شعاع یکصد و پنجاه کیلومتری مشاهده نمی شد.

 سرما به حدی شدید بود که می توانست صدای یخ زدن نفس های خود را بشنود دریاسالار بیرد در کتابش با عنوان تنهایی، ۵ ماه از زندگی اش را در تاریکی توصیف کرده است. روزها همانند شب ها تاریک بودند. و برای اینکه دیوانه نشود باید خود را مشغول نگاه می داشت. مانا جات او می گوید: شبها، قبل از اینکه فانوس را خاموش کنم برنامه کارهای فردایم را تنظیم می کردم. وقتم را به کارهای مختلف اختصاص می دادم. واقعا جالب است که انسان بتواند وقتش را به کارهای مختلف اختصاص بدهد و برنامه ریزی کند. با این کار می توانستم بر خودم تسلط پیدا کنم. اگر چنین نمی کردم، روزهایم بدون هدف می گذشت؛ و بدون هدف، روح و جسم انسان متلاشی میشود به جمله اخیر توجه کنید: بدون هدف روح و جسم انسان متلاشی می شود.

اگر انسان هایی نگرانیم باید به خاطر بسپاریم که می توانیم نگرانی مان را با کار مداوا کنیم. مرحوم دکتر ریچارد کابت ، پروفسور دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد نیز چنین عقیده ای داشت. او در کتابش می نویسد: «در حرفه پزشکی ام توفیق داشتم شاهد مداوای بیمارانی باشم که با کار کردن سرگرم می شدند. آنها دارای اختلالات روحی از قبیل وسواس، شک و تردید، ترس و.. بودند. شجاعتی که کار به ما می دهد همانند اعتماد به نفسی است که امرسون به آن افتخار جاویدان بخشید.»

اگر خودمان را مشغول نکنیم و یکه و تنها در گوشه ای بشینیم، همانند کرم هایی می شویم که بنا به قول داروین مغز ما را خواهند خورد و نیروی عمل و اراده را از ما خواهند گرفت.

بازرگانی نیویورکی به نام ترم پر لانگمن  را میشناسم که با کار کردن به جنگ این کرم های موذی رفت. او یکی از شاگردان کلاس های بانه ام بود و صحبت هایش در مورد غلبه بر نگرانی به حدی جالب بود از او دعوت کردم بعد از کلاس، شام را با هم بخوریم؛ و ما در رستورانی نشستیم و تا نیمه های شب به گفتگو پرداختیم. داستان او را از زبان خودش بشنویم:هیجده سال پیش به حدی نگران بودم که به مرض بی خوابی دچار شدم. زود عصبانی میشدم و از کوره در می رفتم.

 احساس کردم ممکن است به زودی دچار ناراحتی اعصاب شوم. البته برای نگرانی ام دلیل داشتم. صندوقدار یک شرکت تولید کننده کنسرو میوه بودم. نیم میلیون دلار سرمایه شرکت را صرف تولید قوطی های یک گالنی توت فرنگی کرده بودیم، ۲۰ سال می شد که این قوطی ها را به تولیدکنندگان بستنی می فروختیم. ناگهان فروش مان متوقف شد چون سازندگان بستنی دامنه کارشان را وسعت دادند و برای صرفه جویی در هزینه و وقت به خرید بشکه های بزرگ توت فرنگی پرداختند.

نه تنها نیم میلیون دلار ضرر می کردیم بلکه قراردادی یک میلیون دلاری هم با تولیدکنندگان توت فرنگی به امضاء رسانده بودیم تا طی یک سال آینده تولیدات توت فرنگی شان را بگیریم! نزدیک000/350 دلار از بانک های مختلف وام گرفته بودیم. مسلما نمی توانستیم وام خود را بپردازیم یا وام جدیدی بگیریم. در چنین شرایطی، نگرانی ام بی مورد نبود.

با سرعت خود را به کارخانه مان در کالیفرنیا رساندم و کوشیدم مدیر کارخانه را متقاعد کنم اوضاع تغییر کرده است و ممکن است ورشکست شویم. او حاضر نبود حرف هایم را باور کند و اداره شرکت در نیویورک را مسئول این مشکل می دانست.

پس از چند روز بحث و گفتگو سرانجام او را متقاعد کردم تولید کنسروهای توت فرنگی را متوقف کند و توت فرنگی های تازه را در بازار سانفرانسیسکو به فروش برساند. این کار مشکلمان را حل کرد. از آن پس باید نگرانی ام را کنار می گذاشتم ولی نتوانستم. نگرانی یک عادت است و من نیز چنین عادتی داشتم.

وقتی به نیویورک بازگشتم نگرانی به من هجوم آورد؛ نگران گیلاس هایی بودم که از ایتالیا خریده بودم، آناناس هایی که از هاوایی وارد کرده بودم و … اعصابم خراب شده بود. نمی توانستم بخوابم؛ و همان طور که گفتم نزدیک بود دچار بحرانی روحی شوم.

در کمال ناامیدی شیوه ای برگزیدم که بی خوابی ام را مداوا کرد و به نگرانی هایم پایان داد. خودم را مشغول کردم. به حدی خود را با مشکلات کاری ام درگیر کردم که دیگر فرصت نگرانی نداشتم. قبلا ۷ ساعت در روز کار می کردم. اما یکباره ساعت کاری ام را تغییر دادم. از ساعت ۸ صبح به سر کارم می رفتم و تقریبا تا نیمه های شب آنجا می ماندم. وظایف و مسئولیت های جدیدی را به عهده گرفتم. شب ها که به خانه می رفتم به حدی خسته بودم که وقتی به بستر می رفتم، طی مدت چند ثانیه بیهوش میشدم.

سه ماه این شیوه را پیش گرفتم. وقتی عادت نگرانی را از خود راندم، ساعت کاری ام را مانند سابق به ۷ تا ۸ ساعت رساندم. این ماجرا ۱۸ سال پیش اتفاق افتاد. و از آن به بعد دیگر نه دچار بی خوابی شده ام و نه نگرانی حق با جورج برنارد شاو است که می گوید: راز بدبختی ماء اوقات فراغتی است که به خوشبختی یا بدبختی مان می اندیشیم با اندیشیدن به این مسائل خود را آزار ندهید! آستین ها را بالا بزنید و سرگرم کنید. در این صورت است که خون در رگ هایتان به طور جریان می یابد؛ مغزتان بهتر کار میکند و به واسطه چنین حرکت نگرانی از شما فاصله می گیرد. خود را مشغول نگاه دارید.

مشغولیت، ارزان ترین و بهترین دارویی است که می توانید بر روی کره زمین بیابید. ما برای راندن نگرانی اصل شماره ۱ را به کار گیرید:

خود را سرگرم نگاه دارید. فرد نگران باید خود را غرق در کار کند تا کمرش زیر بار غم خم نشود.

اشتراک گزاری:

admin

دیدگاه ها (0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

وبسایت رویش ذهن

وبسایت رویش ذهن, وبسایتی در جهت افزایش مهارت رفتاری و ارتقا سطح روابط عمومی شما میباشد. امید است, توانسته باشیم در رسیدن شما به اهدافتان کمکی کرده باشیم.

نماد های اعتماد

وبسایت رویش ذهن به استناد نماد های زیر ، دارای مجوز رسمی از کلیه مراجع مربوطه در جمهوری اسلامی ایران می باشد !

نماد اعتماد وزارت صنعت و معدن و تجارت کاپیتان وردپرس
پروانه نشر دیجیتال  کاپیتان وردپرس
نماد پرداخت امن با بانک ملت در  کاپیتان وردپرس

تمامی حقوق برای وبسایت رویش ذهن محفوظ است | طراحی شده با در تیم طراحی رویش ذهن